دشمن در هر دوره و مرحله ای از انقلاب با ابزارها و سازوکارهای جدیدی برای مقابله با انقلاب اسلامی وارد شده است. شناخت به موقع زوایای راهبردها و سازو کارهای دشمن باعث می شود تا از راهبردهای خنثی سازی و مدیریت پیشگیرانه به بهترین وجه برای مقابله با تهدید دشمن بهره برداری شود.
روند شناسی رویارویی استکبار علیه نظام اسلامی
جنگ نرم و عملیات روانی – «دشمنت را بشناس و همچنین خود را، خواهی دید که طی هزاران نبرد هم شکست نخواهی خورد. زمانی که از دشمن غافل هستی و حضورش را نادیده گرفته ای، حتی اگر خودت را خوب بشناسی، بدان که شانس برد و باخت تو یکسان است. اگر شرایطی هم پیش آید که هم دشمن و هم خودت را به دست فراموشی سپرده باشی، در هر نبردی، بازنده خواهی بود.»
هشدار مجدد مقام معظم رهبری نسبت به اقدامات نرم دشمن و ضرورت دشمن شناسی بیانگر همین مساله است. وقتی رهبر انقلاب مقابله با جنگ نرم دشمن را به عنوان اولویت اول مطرح می سازند، به طریق اولی دشمن شناسی نیز دارای اولویت هم تراز می باشد. معنای دیگر هشدارهای مقام معظم رهبری این است که اگرچه تلاش های امریکا در راه اندازی جنبش مخملی تحت عنوان جنبش سبز در ایران با شکست و ناکامی مواجه شده است اما بدان معنا نیست که دشمن از اقدامات دشمنانه خود دست برداشته باشد. بنابراین غفلت و فراموشی از تلاشها و نبرد بی صدای دشمن از یک سو و عدم شناخت توانایی ها و ضعف های خود از سوی دیگر گام های دشمن را به پیروزی نزدیک خواهد کرد. چنانچه رهبر انقلاب در خصوص حوادث تلخ سال گذشته فرموده بودند که بر اثر غفلت های بزرگ برخی اشخاص به وجود آمد.
دشمن در هر دوره و مرحله ای از انقلاب با ابزارها و سازوکارهای جدیدی برای مقابله با انقلاب اسلامی وارد شده است. شناخت به موقع زوایای راهبردها و سازو کارهای دشمن باعث می شود تا از راهبردهای خنثی سازی و مدیریت پیشگیرانه به بهترین وجه برای مقابله با تهدید دشمن بهره برداری شود.
در این راستا، ارزیابی اقدامات دشمن علیه انقلاب اسلامی در قالب “روند شناسی رویارویی و تهدید دشمن علیه نظام” در دشمن شناسی بسیار حائز اهمیت است.
1. جنگ سخت و مدل های راهبردی آن
جنگهایی که از منابع سخت و وسایل و ادوات نظامی در آن استفاده میشود، بهعنوان جنگ سخت مشهور است. منظور از «منابع سخت» آن دسته از منابعی است که در نهایت «استعداد و توان رزمی» (Strenght of War) بازیگر را شکل میدهند و شامل مؤلفههایی چون سلاح، نیروی نظامی، منابع مالی و اقتصادی، و… میشود که ویژگی محوری آنها تولید «اجبار» و شکل عمومی آنها «زور»(Force) است. آمریکا از مدل های مختلفی برای براندازی سخت افزارانه نظام جمهوری اسلامی استفاده کرده است.
۱/۱٫ یکی از سیاستهای امریکا سیاست موزائیکی کردن یا تجزیه ایران بود. بر مبنای این سیاست تمام گروههای تجزیه طلب مورد حمایتهای گوناگون قرار گرفتند. نقطه آغازین تحرکات تجزیه طلبانه، کردستان بود. این تحرکات یک هفته بعد در گنبد و ترکمن صحرا آغاز شد. در خوزستان نیز گروهی به نام «خلق عرب» اعلام موجودیت کرد و تحرکات تجزیه طلبانه را در دستور کار خود قرار داد.
۲/۱٫ ترور شخصیت های انقلاب کاملاً با رضایت کاخ سفید و غرب از همان ابتدای پیروزی انقلاب مورد توجه قرار گرفت. ترور آیتالله مطهری، آیتالله مفتح، ترور امامان جمعه و سایر شخصیتها، ترور نافرجام مقام معظم رهبری و حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی و انفجار حزب جمهوری اسلامی و نخستوزیری و… از جمله اقداماتی بود که انجام شد و هیچ گونه واکنشی از سوی غرب و امریکا صورت نگرفت. در مقابل، مجلس سنای امریکا در جریان اعدام عناصری از حکومت شاه و ساواک با صدور بیانیهای آن را به شدت محکوم کرد و اخطار شدیداللحنی به جمهوری اسلامی ایران داد.
۳/۱٫ یک بخش دیگر از ابعاد مداخلات امریکا در ایران که بعد نظامی داشت، حمله طبس بود. “برژینسکی” مشاور امنیت ملی امریکا در کتاب خود با نام «قدرت و اصول اخلاقی» نوشت: «از همان آغاز پیروزی انقلاب، به عملیات نظامی علیه ایران میاندیشیدیم.» وی از طراحان اصلی حمله نظامی به طبس و مسئول اجرای آن بود. وی در بخش دیگری از کتاب خود می نویسد: «طرح عملیات نجات! از نخستین روزهای گروگانگیری تحت مطالعه بود». با این حال عملیات طبس انجام میشود، اما به تعبیر حضرت امام (ره) بواسطه امدادهای غیبی، این حمله با شکست سختی مواجه میگردد به نحوی که “سایرس ونس″ گفت: «همه ما گیج و پریشان شده بودیم». و “برژینسکی” نوشت که حمله طبس تلخترین شکست و دلشکستگی برای خود من در مدت چهار سال خدمت در کاخ سفید بود.
۴/۱٫ طراحی کودتای نافرجام نقاب معروف به کودتای “نوژه” که پس از حمله به طبس مطرح شد. ستاد هدایت کودتا با کمک امریکا وکشورهای غربی تشکیل شده بود. اسلحه و مهمات میبایست از دو طریق در اختیار کودتاچیان قرار میگرفت؛ اول حکومت بعثی عراق، دوم خرید از قاچاقچیان. پول و منابع مالی نیز مستقیما توسط “سیا”، اشرف و بختیار در اختیار کودتاچیان قرار میگرفت که ارقام بسیار کلانی را تشکیل میداد. کودتای نافرجام نقاب(کودتای نوژه) طی یک برنامهریزی دقیق و حساب شده در نطفه خفه گردید.
۵/۱٫ خشن ترین اقدام سخت افزارانه، تحمیل جنگ هشت ساله به ایران بود. زمانی که آمریکایی ها در تمام توطئههای فوق شکست خوردند، صدام را تشویق کردند که به ایران حمله کند . در سال دوم جنگ و زمانی که ارتش اسلام ، نیروهای اشغالگر را ازخاک خود بیرون کرد، دولت آمریکا هم زمان چهار عملیات را برای حمایت از صدام و علیه ایران آغاز کرد :
یک- عملیات استانچ: تلاش های دیپلماتیک برای شناسایی مبادی ورود سلاح و جلوگیری از ارسال تجهیزات جنگی به ایران
دو- عملیات مالی: تلاش برای تأمین نیازهای مالی عراق از طریق شرکت های آمریکایی
سه- عملیات اطلاعاتی: قرار دادن اطلاعات نظامی مورد نیاز عراق از ایران در اختیار این کشور
چهار- عملیات ضد ایرانی در سازمان های بین المللی: محکومیت ایران در این سازمانها و جلوگیری از انتقال صحبتهای به حق مسئولین ایرانی به دیگر کشورها.
“آرمیتاژ” معاون وزیر خارجه امریکا در مهر سال۸۳ اعلام کرد: ۱۲۰ میلیارد دلار کمک مالی که کشورهای عربی و اروپایی در دهه ۱۳۶۰ (یعنی در دوران جنگ عراق با ایران) به صدام کردهاند جزء بدهیهای عراق به آنها محسوب نمیشود. این گفته آرمیتاژ سند بزرگی از دخالت کشورها برای براندازی نظام اسلامی است. بدون تردید کمکهای امریکا به صدام بیش از رقم ذکر شدهی آرمیتاژ میباشد. مضافاً اینکه کمکهای مطرح شده از سوی وی نیز با تشویق و ترغیب کاخ سفید انجام شده است.
سازمان ملل متحد طی گزارشی به کمک های کشورهای غربی به برنامه های تسلیحاتی عراق اشاره می کند و می نویسد: « عراق تسلیحات خود را از ۱۵۰ شرکت آلمانی، آمریکایی و انگلیسی تهیه کرده است. بر اساس گزارش ها، دولت عراق از سال ۱۹۷۵ توسط ۸۰ کمپانی آلمانی، ۲۴ شرکت آمریکایی و حدود ۱۲ شرکت انگلیسی و چند شرکت سوئیسی، ژاپنی، ایتالیایی، فرانسوی، سوئدی، برزیلی و آرژانتینی تجهیزات دریافت کرده است. آمریکا به پیشنهاد ویلیام کیسی( رئیس وقت سیا)، تحویل بمب های خوشه ای به عراق را در اولویت قرار داد. بمب های خوشه ای موسوم به چرخ گوشت های هوایی، کارآمدترین سلاح برای در هم شکستن امواج انسانی به شمار می روند. یک شرکت خصوصی آمریکا در دهه ۸۰ با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی آمریکا نمونه هایی از مواد بیولوژیکی و میکروبی را به عراق صادر کرده اند که این مواد از نوع ضعیف شده نبوده و قادر به تولید مثل بوده اند. در میان آنها میکروب سیاه زخم، طاعون و همچنین یک باکتری سمی به نام « ستریدیوم باتولینی» به چشم می خورد.»
پیوند ماهواره ای در صدر توافقات بلند مدت عراق و آمریکا بود و در مورد تحرکات نیروی هوایی ایران نیز اطلاعات با ارزشی در اختیار ارتش عراق قرار می گرفت. چالز فیلیپ دیوید در کتاب «جنگ خلیج فارس؛ توهم پیروزی» می نویسد: شوروی با ۶۱% بزرگترین تأمین کننده نیازهای تسلیحاتی عراق است. شرکت آلمانی « کارل کولمب» در مجتمع سامره ۶ خط تولید سلاح شیمیایی به نام احمد، محمد، عیسی، عانی، مدای و قاضی را ایجاد کرد که اولین آنها در سال ۱۹۸۳(۱۳۶۲ه.ش) و آخرین آن در سال ۱۹۸۶(۱۳۶۵ه.ش) تکمیل شد. از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید می شد و در خمپاره، راکت و گلوله های توپ جاسازی می شدند. یک شرکت بلژیکی نیز به نام« سیکس کو» طی ۴ سال ۱۷ پایگاه هوایی و چند مقر نظامی در عراق ایجاد کرد. پروژه های “عکاشات” و “القائم” که از بزرگترین کارخانه های آزمایشی و تولید فسفات در جهان بود توسط “سایبترا” کنسرسیوم بلژیکی بنا شد.
فرانسه در ژانویه ۱۹۸۱، تحویل ۶۰ فروند میراژ f1 مجهز به موشک را که پیش تر به عراق متوقف شده بود از سر گرفت . هچنین در سال ۱۹۸۲( ۱۳۶۱ ه.ش) به دنبال خروج دیپلمات های فرانسه از تهران این کشور اقدام به تحویل ۵ فروند هواپیمای سوپر اتاندارد مجهز به موشک های اگزوست به عراق کرد. در سال ۱۹۸۶ سازمان های اطلاعاتی فرانسه بر آورد کردند که اگر فرانسه سه هفته از ارسال کمک به عراق خودداری کند این کشور شکست خواهد خورد. در سال ۱۹۸۷(۱۳۶۶) برنامه های تسلیحاتی عراق شتاب بی سابقه ای پیدا می کند. شرکتهای بزرگ تولید کننده باروت جنگی در اروپا که شامل ۱۳ شرکت از کشورهای سوئد، هلند، ایتالیا، بلژیک، سوئیس، آلمان، فرانسه، اسکاتلند و فنلاند می شدند تمام تلاش خود را برای جلوگیری از توقف جنگ به کار بردند.
موارد ذکر شده در بالا تنها ذکر گوشه ایی از سلاحهای اعطایی کشورهای غربی و عربی در جنگ عراق علیه ایران بود.